گذشته usually چه می شود؟
گذشته usually چه می شود؟ در این مقاله برای شما این فعل را به صورت کلی بررسی خواهیم کرد. اما باید این مورد را بدانید که با آموزش زبان میتوانید مهارت های فردی خود را اضافه کنید.
برخی از دوستان همواره برای پیدا کردن بهترین آموزشگاه در شهر های بزرگ مانند شیراز سردرگم هستند، اما ما به شما بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی در شیراز را معرفی کرده ایم.
سعی شده این وبسایت برای شما آموزش زبان انگلیسی را به صورت کاملا رایگان در اختیار شما قرار بدهیم تا به راحتی زبان را یاد بگیرید.
قبل از شروع باید در این بخش یک مورد گفته شود که واژه Usually بهمعنی «معمولا» یا «اغلب» در زبان انگلیسی است و این واژه در جایگاه قید همواره ظاهر میشود و شکل گذشته ندارد.
زمان حال ساده Usually
در این بخش برای شما زمان حال ساده قید Usually را به شما آموزش داده میشود.
ساختار و کاربرد Usually در حال ساده
Usually در حال ساده، بر یک روال ثابت در زندگی کنونی فرد یا یک واقعیت پذیرفته شده که اغلب رخ میدهد، تاکید میکند. این مفهوم، بیانگر یک حالت دائمی است که فاعل در آن قرار دارد. جایگاه قید معمولا قبل از فعل اصلی و بعد از فعل کمکی be است.
- بیان روتین روزانه: نشان دهنده اعمالی است که به صورت منظم تکرار میشوند.
- بیان فراوانی بالا: نشان میدهد که عمل مورد نظر اغلب و به احتمال زیاد اتفاق میافتد.
I usually check the weather forecast for sudden changes before leaving the house each morning.
من معمولا هر روز صبح قبل از ترک خانه، آب و هوا را برای تغییرات ناگهانی بررسی میکنم.
The train usually arrives at the platform exactly on time, but it is delayed today due to heavy rain.
قطار معمولا دقیقا سر وقت به سکو میرسد، اما امروز به دلیل باران شدید تاخیر دارد.
Does your dog usually follow you into the kitchen when you are cooking a meat dish?
آیا سگ شما معمولا وقتی در حال پختن غذای گوشتی هستید شما را تا آشپزخانه دنبال میکند؟
My doctor does not usually recommend surgery unless all less invasive options fail completely.
دکتر من معمولا عمل جراحی را توصیه نمیکند مگر اینکه همه گزینه های کمتر تهاجمی کاملا شکست بخورند.
We usually have our team meetings on Monday mornings before the week starts officially.
ما معمولا جلسات تیمی خود را صبح دوشنبه قبل از اینکه هفته رسما شروع شود برگزار میکنیم.
زمان گذشته ساده Usually
زمان گذشته ساده Usually و ساختار این قید به شرح زیر است.
ساختار و نقش Usually در گذشته ساده
در جملات گذشته ساده، Usually در نقش قید تکرار، یک روال گذشته را توصیف میکند. این روال با وجود Usually، یک عمل مکرر و نه یک عمل واحد محسوب میشود. در جملات سوالی و منفی، فعل کمکی Did به کار میرود و فعل اصلی به صورت ساده برمیگردد.
- توصیف عادت منقطع: عملی که در گذشته یک عادت بوده اما دیگر تکرار نمیشود.
- روایت روالهای سابق: بیان میکند که زندگی فاعل قبلا چگونه بوده است.
He usually drove his vintage car to work, but sold it two years ago because it became too unreliable.
او معمولا ماشین کلاسیک خود را برای سر کار میراند، اما دو سال پیش آن را فروخت چون بیش از حد غیر قابل اعتماد شد.
They usually visited the historic city center every Saturday afternoon before they moved to the suburbs.
آنها معمولا هر شنبه بعد از ظهر از مرکز تاریخی شهر بازدید میکردند قبل از اینکه به حومه شهر نقل مکان کنند.
She usually wore comfortable sneakers for her long shifts, but that day she wore formal leather boots.
او معمولا برای شیفتهای طولانی خود کفشهای کتانی راحت میپوشید، اما آن روز چکمه های چرمی رسمی پوشید.
I did not usually use the public transportation system, but my car was in the mechanic shop last month.
من معمولا از سیستم حمل و نقل عمومی استفاده نمیکردم، اما ماشینم ماه گذشته در تعمیرگاه بود.
Did the small shop usually offer a student discount before the new ownership took over the business?
آیا فروشگاه کوچک معمولا قبل از اینکه مالکیت جدید کسب و کار را به عهده بگیرد، تخفیف دانشجویی ارائه میداد؟
زمان گذشته استمراری Usually
اگر شما نیز میخواهید زمان گذشته استمراری Usually را بیاموزید برای شما ساختار را بررسی کرده ایم.
ساختار و هدف Usually در گذشته استمراری
این ترکیب گرامری معمولا برای بیان عادت موقت در گذشته (که در یک دوره خاص وجود داشته) به کار میرود. این ساختار تاکید بیشتری بر استمرار عمل در گذشته نسبت به گذشته ساده دارد. Usually در این ساختار بعد از was/were و قبل از فعل ing دار قرار میگیرد.
- بیان عادت موقت: برای توصیف اعمالی که به صورت منظم در آن بازه زمانی تکرار میشده.
- لحن انتقادی (کمیاب): میتواند بر تکرار یک عمل آزاردهنده تاکید کند.
He was usually working on his novel late evenings, which meant he was often unreachable by phone.
او معمولا شبها تا دیروقت روی رمانش کار میکرد، که به این معنی بود که اغلب از طریق تلفن در دسترس نبود.
She was usually studying for her law exams in the main library cubicle when I stopped by to drop off her notes.
او معمولا در اتاقک مطالعه کتابخانه اصلی برای امتحانات حقوقی اش مطالعه میکرد وقتی من سر زدم تا یادداشتهایش را تحویل دهم.
They were usually watching old black and white movies after dinner, but that particular evening they chose to go for a run.
آنها معمولا بعد از شام مشغول تماشای فیلمهای قدیمی سیاه و سفید بودند، اما آن شب خاص تصمیم گرفتند برای دویدن بروند.
Was the technician usually running the diagnostic tests on the servers at 2 AM before the system upgrade?
آیا تکنسین معمولا تستهای تشخیصی را روی سرورها ساعت ۲ صبح قبل از ارتقای سیستم انجام میداد؟
I was not usually sleeping at that early hour, but I was recovering from a bad flu infection that week.
من معمولا در آن ساعت اولیه خواب نبودم، اما آن هفته در حال بهبودی از یک عفونت بد آنفولانزا بودم.
زمان گذشته کامل استمراری Usually
زمان گذشته کامل استمراری Usually بسیار ساده است شما میتوانید از ساختار زیر استفاده کنید.
ساختار و کاربرد Usually در گذشته کامل استمراری
این زمان بر مدت زمان استمرار عادت در گذشته دور تاکید دارد. Usually در این ساختار، بعد از had been و قبل از فعل ing دار قرار میگیرد. این ترکیب گرامری بسیار نادر است و تنها زمانی استفاده میشود که بخواهیم بر عادت مداوم فاعل در گذشته دور تاکید کنیم که تا قبل از عمل دوم ادامه داشته است.
- فرمول: Subject + Had been + Usually + Verb (ing)
- تاکید بر تداوم روال: بیان میکند که یک روال برای مدتی طولانی برقرار بوده است.
She had been usually studying at the university is quiet study room for three hours before she came home to have dinner with her parents.
او معمولا سه ساعت قبل از اینکه به خانه بیاید تا با والدینش شام بخورد، در اتاق مطالعه آرام دانشگاه مطالعه میکرد.
He had usually been visiting the same park bench every day for his lunch break until the city started its unexpected renovation project.
او معمولا هر روز برای استراحت ناهارش از همان نیمکت پارک بازدید میکرد تا زمانی که شهر پروژه بازسازی غیرمنتظره اش را شروع کرد.
The team had usually been practicing their defensive strategies overnight before the finals match was abruptly rescheduled.
تیم معمولا تمرین استراتژیهای دفاعی خود را یک شبه انجام میداد قبل از اینکه مسابقه فینال به طور ناگهانی برنامه ریزی مجدد شود.
I had not usually been taking public transport until the mechanic told me my car repairs would take over two weeks.
من معمولا از حمل و نقل عمومی استفاده نمیکردم تا زمانی که مکانیک به من گفت تعمیر ماشینم بیش از دو هفته طول میکشد.
The manager had usually been assigning me the most challenging assignments until the new senior colleague joined the marketing department.
مدیر معمولا چالش برانگیزترین وظایف را به من محول میکرد تا زمانی که همکار ارشد جدید به بخش بازاریابی پیوست.
سخن پایانی
در این مقاله گذشته usually در زبان انگلیسی بررسی شد اما باید این نکته را در این بخش گفت که usually قید است و حالت گذشته ندارد. اگر شما ساکن تهران هستید و قصد یادگیری زبان انگلیسی را دارید برای شما بهترین آموزشگاه زبان در تهران را معرفی کرده ایم.




