...

گذشته فعل become چه می شود؟

آموزش گذشته افعال در زبان انگلیسی میرسیم به سوال گذشته فعل become چه می شود؟ در این بخش به شما این مقاله به شما این فعل را آموزش خواهیم داد..

برخی از دوستان نمیخواهند برای یادگیری زبان انگلیسی هزینه کنند از این رو  به دنبال بهترین آموزش زبان انگلیسی هستند تا به صورت رایگان زبان انگلیسی را یاد بگیرند.

شما عزیزان میتوانید برای یادگیری سریع تر زبان انگلیسی با بهترین آموزشگاه زبان در تماس باشید، در شهر شیراز باید به بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی مراجعه کنید. برای همین سعی شده بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی شیراز را معرفی کنیم.

اما باید این مورد را در نظر داشته باشید که شما عزیزان میتواند تمامی زبان ها را با آموزش زبان تاپ لنگوئیج به خوبی یاد بگیرید.

گذشته فعل become چه می شود؟

گذشته فعل become چه می شود؟

فعل Become یک فعل بی قاعده (Become, Became, Become) است که به معنای “شدن” یا “تبدیل شدن” بوده و در این مقاله به بررسی ساختار و کاربردهای کامل آن در هشت زمان مهم گذشته خواهیم پرداخت.

زمان حال ساده فعل become

ساختار: Subject + Become(s). این ساختار یک حالت یا هویت پایدار کنونی را بیان میکند.

I always want to become proficient in programming before I launch my new startup company.

من میخواهم قبل از راه اندازی شرکت نوپای جدیدم، در برنامه نویسی ماهر شوم.

She becomes noticeably angry when you talk to her about her previous failed business venture.

وقتی با او در مورد سرمایه گذاری تجاری شکست خورده قبلی اش صحبت میکنید، به طور محسوسی عصبانی میشود.

The two rivals become strong, powerful friends after working together on the difficult humanitarian project.

این دو رقیب بعد از کار مشترک روی پروژه بشردوستانه دشوار، با هم دوستان قوی و قدرتمندی میشوند.

He becomes extremely nervous before major presentations, always checking his notes excessively.

او قبل از ارائه های بزرگ به شدت عصبی میشود و همیشه یادداشت های خود را بیش از حد بررسی میکند.

The metal becomes highly magnetic when exposed to a very strong electrical current passing through it.

فلز زمانی که در معرض یک جریان الکتریکی بسیار قوی قرار میگیرد، بسیار مغناطیسی میشود.

زمان گذشته ساده فعل become

این زمان برای بیان عمل های انجام شده در گذشته استفاده میشود. ساختار: Subject + Became. این ساختار یک تغییر حالت یا هویت تکمیل شده در گذشته را روایت میکند.

I became a certified professional scuba diving instructor last year after months of intense training.

پارسال بعد از ماهها آموزش شدید، یک مربی حرفه ای غواصی با گواهینامه شدم.

She became angry when I talked to her about the unexpected traffic violation ticket she received.

وقتی با او درباره جریمه غیرمنتظره تخلف رانندگی که دریافت کرده بود صحبت کردم عصبانی شد.

They became inseparable friends after a long time of initial rivalry during the first competition.

آنها بعد از مدتها رقابت اولیه در طول مسابقه اول، دوستان جدایی ناپذیری شدند.

He became nervous before the exam because he had forgotten to study the most critical chapter.

او قبل از امتحان عصبی شد زیرا فراموش کرده بود مهمترین فصل را مطالعه کند.

The small village became a major regional trade hub after the new railway system was finished.

این دهکده کوچک بعد از اتمام سیستم راه آهن جدید، به یک مرکز تجاری مهم منطقه ای تبدیل شد.

زمان گذشته استمراری فعل become

این زمان برای بیان عمل های در حال انجام در گذشته استفاده می‌شود. ساختار: Subject + Was/Were Becoming. این ساختار بر تداوم فرآیند تغییر حالت در گذشته تاکید دارد.

I was becoming fluent in the complicated French language when the war started and I had to leave the country abruptly.

داشتم در زبان فرانسه پیچیده مسلط میشدم که جنگ شروع شد و مجبور شدم ناگهان کشور را ترک کنم.

She was becoming visibly angry when I interrupted her presentation with a sudden, irrelevant question.

وقتی حرفش را با یک سوال ناگهانی و نامربوط قطع کردم داشت به طور محسوسی عصبانی میشد.

They were becoming good friends when they both moved to another city for their new university studies.

آنها در حال دوست شدن بودند وقتی هر دوی آنها برای تحصیلات دانشگاهی جدیدشان به شهر دیگری نقل مکان کردند.

He was becoming extremely nervous while he was waiting for the final university entrance exam result to be announced.

او در حالی که منتظر اعلام نتیجه نهایی کنکور بود به شدت عصبی میشد.

The old house was becoming completely dilapidated while the owners were delaying the necessary expensive repairs.

خانه قدیمی در حال تبدیل شدن به یک مخروبه کامل بود در حالی که مالکان تعمیرات گران قیمت لازم را به تعویق میانداختند.

زمان گذشته‌ کامل فعل become

این زمان برای بیان عمل هایی که در گذشته قبل از عمل دیگر در گذشته رخ داده‌اند. ساختار: Subject + Had Become. این ساختار بر تکمیل تغییر حالت یا هویت قبل از یک رویداد دیگر در گذشته تاکید دارد.

Had you become a certified professional pilot before you got married to your current wife last summer?

آیا قبل از اینکه تابستان گذشته با همسر کنونی خود ازدواج کنی، یک خلبان حرفه ای با گواهینامه شده بودی؟

Had she become angry after the argument before you apologized to her with the gift of flowers?

آیا قبل از اینکه با هدیه گل از او عذرخواهی کنی عصبانی شده بود بعد از مشاجره؟

I had not become a full time professional writer before I got married, as I was still focused on my initial corporate job.

من قبل از ازدواج یک نویسنده حرفه ای تمام وقت نشده بودم، زیرا هنوز روی شغل اولیه شرکتی خود متمرکز بودم.

The weather had become completely freezing before the hikers managed to reach the safety of the base camp.

هوا کاملا یخ زده بود قبل از اینکه کوهنوردان موفق به رسیدن به امنیت کمپ اصلی شوند.

The small incident had become a major international diplomatic crisis before the embassies finally intervened and mediated.

حادثه کوچک قبل از اینکه سفارتخانه ها بالاخره مداخله و میانجیگری کنند، به یک بحران بزرگ دیپلماتیک بین المللی تبدیل شده بود.

زمان گذشته کامل استمراری فعل become

در نظر داشته باشید که شما میتوانید برای ساخت زمان گذشته کامل استمراری فعل become از این ساختار: Subject + Had Been Becoming استفاده کنید.

Had you been becoming a certified doctor for five years before you officially graduated from the highly competitive medical school?

آیا پنج سال قبل از اینکه رسما از دانشکده پزشکی بسیار رقابتی فارغ التحصیل شوی داشتید یک پزشک با گواهینامه میشدید؟

Had she been becoming angry since morning before she calmed down after receiving the good news about her family?

آیا از صبح قبل از اینکه بعد از دریافت خبر خوب درباره خانواده اش آرام شود عصبانی شده بود؟

She had not been becoming noticeably angry since morning, before she calmed down only after realizing the actual mistake was ours.

او از صبح به طور محسوسی عصبانی نشده بود، قبل از اینکه تنها پس از فهمیدن اینکه اشتباه واقعی از ما بوده آرام شد.

The atmosphere had been becoming increasingly tense between the two parties until the sudden agreement broke the serious deadlock.

جو بین دو طرف به طور فزاینده ای متشنج میشد تا زمانی که توافق ناگهانی بن بست جدی را شکست.

The simple disagreement had been becoming a major feud for months until the unexpected intervention of the company is CEO.

اختلاف نظر ساده ماهها بود که به یک دشمنی بزرگ تبدیل میشد تا زمانی که مداخله غیرمنتظره مدیر عامل شرکت رخ داد.

زمان آینده در گذشته فعل become

ساختار: Subject + Would Become. این ساختار برای توصیف پیش بینی یا انتظار تبدیل شدن به چیزی از دیدگاه گذشته به کار میرود.

He thought he would become a professional athlete after college, but a severe injury changed his entire career path dramatically.

او فکر میکرد که بعد از کالج یک ورزشکار حرفه ای خواهد شد، اما یک آسیب جدی کل مسیر شغلی او را به طرز چشمگیری تغییر داد.

She believed the entire process would become much simpler if they invested more time in the initial planning phase of the project.

او اعتقاد داشت که کل فرآیند اگر زمان بیشتری را در مرحله اولیه برنامه ریزی پروژه سرمایه گذاری کنند، بسیار ساده تر خواهد شد.

Would the old abandoned factory become a modern art gallery if the town council approved the necessary funding?

آیا کارخانه قدیمی رها شده اگر شورای شهر بودجه لازم را تایید میکرد، به یک گالری هنری مدرن تبدیل میشد؟

He said the situation would not become worse as long as the political factions maintained their current fragile truce agreement.

او گفت تا زمانی که جناحهای سیاسی آتش بس شکننده فعلی خود را حفظ کنند، وضعیت بدتر نخواهد شد.

The scientist predicted that the compound would become stable once it reached the exact laboratory temperature of zero degrees Celsius.

دانشمند پیش بینی کرد که این ترکیب پس از رسیدن به دمای دقیق آزمایشگاهی صفر درجه سانتیگراد، پایدار خواهد شد.

زمان گذشته مجهول فعل become

ساختار: Subject + Was/Were Made to Become. توجه: فعل Become به ندرت به صورت مجهول استفاده میشود، اما میتوان از ساختارهای جایگزین استفاده کرد. در اینجا از Subject + was/were + made to become به عنوان معادل مجهول برای تاکید بر اجبار استفاده شده است.

The project was made to become a top priority by the executive board after the critical government audit was submitted unexpectedly.

پروژه توسط هیئت اجرایی به یک اولویت اصلی تبدیل شد پس از اینکه ممیزی حیاتی دولت به طور غیرمنتظره ای ارائه شد.

The small family farm was made to become part of the large corporation is territory by the new land ownership laws.

مزرعه کوچک خانوادگی توسط قوانین جدید مالکیت زمین بخشی از قلمرو شرکت بزرگ شد.

Was the old neglected garden made to become a beautiful botanical sanctuary after the city invested in its restoration?

آیا باغ قدیمی رها شده پس از سرمایه گذاری شهر در بازسازی آن، به یک پناهگاه گیاه شناسی زیبا تبدیل شد؟

The initial simple challenge was not made to become a major legal conflict until the media got involved and exaggerated the details.

چالش اولیه ساده به یک درگیری حقوقی بزرگ تبدیل نشد تا زمانی که رسانه ها درگیر شدند و جزئیات را اغراق کردند.

The old tradition was made to become a core part of the school is educational curriculum by the new principal is mandate.

سنت قدیمی با حکم مدیر جدید به بخشی اصلی از برنامه درسی آموزشی مدرسه تبدیل شد.

زمان آینده در گذشته کامل فعل become

ساختار: Subject + Would Have Become. این ساختار معمولا در جملات شرطی نوع سوم به کار میرود.

He thought he would have become a professional musician if he had not abandoned his expensive classical music training after high school.

او فکر میکرد اگر بعد از دبیرستان آموزش گران قیمت موسیقی کلاسیک خود را رها نکرده بود، یک موسیقی دان حرفه ای میشد.

The local business would have become bankrupt if the city council had not approved the emergency loan application before the deadline.

کسب و کار محلی ورشکست میشد اگر شورای شهر درخواست وام اضطراری را قبل از مهلت مقرر تایید نکرده بود.

Would the entire region have become severely flooded if the main dam had not withstood the massive pressure of the unexpected storm?

آیا کل منطقه به شدت غرقاب میشد اگر سد اصلی در برابر فشار عظیم طوفان غیرمنتظره مقاومت نکرده بود؟

She would not have become upset if I had remembered to buy her favorite dessert before arriving at her surprise birthday party.

اگر قبل از رسیدن به مهمانی تولد غافلگیر کننده اش یادم میماند دسر مورد علاقه اش را بخرم، او ناراحت نمیشد.

The minor technical glitch would have become a major system failure if the senior programmer had not immediately noticed the faulty code.

نقص فنی جزئی به یک خرابی عمده سیستم تبدیل میشد اگر برنامه نویس ارشد فورا کد معیوب را متوجه نشده بود.

۵/۵ - (۱ امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا