گذشته buy چه می شود؟
گذشته buy چه می شود؟ آموزش را به صورت کامل برای شما آماده کرده ایم. اگر میخواهید زبان انگلیسی را به روش ساده بیاموزید بهتر است در بهتر است در بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی دوره های زبان را شرکت کنید.
برای ساکنین شهر شیراز بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی در شیراز را معرفی کرده ایم. این آموزشگاه های سعی دارند آموزش زبان را به شما به صورت تخصصی آموزش دهند.
علاوه بر این میتوانید زبان انگلیسی را به صورت ساده یاد بگیرید برای همین ما به شما آموزش زبان انگلیسی را قرار داده ایم.
گذشته buy چه می شود؟
فعل Buy برای شخص سوم مفرد در زمان حال ساده s میگیرد و در گذشته و شکل سوم به bought تبدیل میشود. این فعل به معنای خرید کردن است.
زمان حال ساده (Simple Present) فعل buy
این زمان برای بیان عادتها، حقایق یا خریدهای روتین استفاده میشود. ساختار: Subject + Buy(s).
He buys organic vegetables exclusively from the farmers market every weekend morning.
او هر آخر هفته صبحانه سبزیجات ارگانیک را منحصرا از بازار کشاورزان میخرد.
The company regularly buys specialized industrial machinery only when the production demand sharply increases.
شرکت به طور منظم ماشین آلات صنعتی تخصصی را تنها زمانی میخرد که تقاضای تولید به شدت افزایش یابد.
I usually buy two loaves of whole wheat bread from the local bakery before going to my office.
من معمولا قبل از رفتن به دفترم دو عدد نان گندم کامل از نانوایی محلی میخرم.
She firmly buys into the philosophy that money cannot truly buy genuine happiness or peace of mind.
او قویا این فلسفه را میپذیرد که پول واقعا نمیتواند خوشبختی واقعی یا آرامش خاطر را بخرد.
They only buy fair trade coffee beans, ensuring the farmers receive a just and equitable income.
آنها فقط دانه های قهوه تجارت عادلانه را میخرند، و مطمئن میشوند که کشاورزان درآمدی عادلانه و برابر دریافت کنند.
زمان گذشته ساده (Simple Past) فعل buy
این زمان یک خرید یا پذیرش تکمیل شده در یک زمان مشخص در گذشته را توصیف میکند. ساختار: Subject + Bought.
We bought the antique mahogany dining table at a very small auction in the countryside last Tuesday.
ما میز ناهار خوری ماهوگنی عتیقه را سه شنبه گذشته در یک مزایده بسیار کوچک در حومه شهر خریدیم.
The city council finally bought the old abandoned warehouse to convert it into a much needed public library space.
شورای شهر بالاخره انبار قدیمی رها شده را خرید تا آن را به یک فضای کتابخانه عمومی مورد نیاز تبدیل کند.
Did you truly buy the intricate, unbelievable story he told you about his sudden early retirement?
آیا واقعا داستان پیچیده و باورنکردنی را که او درباره بازنشستگی ناگهانی و زودهنگامش گفت، پذیرفتی؟
She bought all the necessary supplies for the week long camping trip before the store was completely closed for the night.
او تمام وسایل ضروری برای سفر کمپینگ یک هفته ای را قبل از اینکه فروشگاه برای شب کاملا بسته شود، خرید.
They did not buy the expensive commercial insurance because they felt the annual risk was relatively minimal.
آنها بیمه تجاری گران قیمت را نخریدند زیرا احساس میکردند خطر سالانه نسبتا ناچیز است.
زمان گذشته استمراری (Past Continuous) فعل buy
این زمان برای نشان دادن فرآیند خرید که در گذشته در حال انجام بوده و توسط عمل دیگری قطع شده است، به کار میرود. ساختار: Subject + Was/Were Buying.
I was buying a plane ticket to Singapore when the travel agent informed me that my passport had expired unexpectedly.
من در حال خرید بلیط هواپیما به سنگاپور بودم که آژانس مسافرتی به من اطلاع داد گذرنامه ام به طور غیرمنتظره ای منقضی شده است.
They were buying groceries for the party when their car broke down suddenly in the middle of the parking lot.
آنها در حال خرید مواد غذایی برای مهمانی بودند که ماشین آنها ناگهان در وسط پارکینگ خراب شد.
She was buying three pounds of fresh green apples when she unexpectedly ran into her elementary school teacher.
او در حال خرید سه پوند سیب سبز تازه بود که به طور غیرمنتظره ای با معلم دوران ابتدایی خود برخورد کرد.
We were buying a new refrigerator for the kitchen when the store announced a major price drop on the model we preferred.
ما در حال خرید یک یخچال جدید برای آشپزخانه بودیم که فروشگاه کاهش قیمت بزرگی را برای مدلی که ما ترجیح میدادیم اعلام کرد.
The architect was buying rare imported tiles for the luxury bathroom remodel while the construction crew was already waiting on site.
معمار در حال خرید کاشیهای وارداتی کمیاب برای بازسازی حمام لوکس بود در حالی که تیم ساختمانی از قبل در محل منتظر بودند.
زمان گذشته کامل (Past Perfect) فعل buy
این زمان برای بیان خرید یا پذیرشی که قبل از یک رویداد دیگر در گذشته تکمیل شده بود، استفاده میشود. ساختار: Subject + Had Bought.
He had bought a new cutting edge phone before he lost his old obsolete device during the train ride last month.
او قبل از اینکه دستگاه قدیمی و منسوخ خود را در طول سفر قطار ماه گذشته گم کند، یک گوشی پیشرفته جدید خریده بود.
She had bought all the required camping gear for the expedition long before the other team members even started planning their trip.
او تمام تجهیزات کمپینگ مورد نیاز برای سفر اکتشافی را خیلی قبل از اینکه سایر اعضای تیم حتی برنامه ریزی سفر خود را شروع کنند، خریده بود.
They had not bought the apartment when the stock market crashed, which turned out to be a fortunate decision later on.
آنها آپارتمان را نخریده بودند زمانی که بازار سهام سقوط کرد، که بعدا یک تصمیم خوش شانس از آب درآمد.
I deeply regretted that I had bought the wrong size of hiking boots for the long and difficult trek in the snowy mountains.
من عمیقا پشیمان بودم که چکمه های کوهنوردی با اندازه اشتباه را برای سفر طولانی و دشوار در کوههای برفی خریده بودم.
Had you already bought the concert tickets before you found out about the schedule conflict with your important meeting?
آیا قبل از اینکه از تداخل برنامه با جلسه مهم خود مطلع شوی، بلیطهای کنسرت را خریده بودی؟
زمان گذشته کامل استمراری (Past Perfect Continuous) فعل buy
این زمان مدت زمانی را توصیف میکند که عمل خرید قبل از یک نقطه خاص در گذشته در حال انجام بود. ساختار: Subject + Had Been Buying.
She had been buying cheap, fast fashion clothes online for two years until she finally decided to adopt a more sustainable lifestyle.
او دو سال بود که لباسهای ارزان و مد سریع را آنلاین میخرید تا اینکه بالاخره تصمیم گرفت یک سبک زندگی پایدارتر را بپذیرد.
He had been buying numerous lottery tickets every week for a decade before he finally won the minor, insignificant jackpot last month.
او به مدت یک دهه هر هفته بلیطهای بخت آزمایی زیادی میخرید تا اینکه بالاخره ماه گذشته برنده جکپات جزئی و ناچیز شد.
They had been buying and collecting rare stamps from all over the world before the sudden market collapse severely decreased the overall value.
آنها قبل از اینکه سقوط ناگهانی بازار به شدت ارزش کلی را کاهش دهد، تمبرهای کمیاب را از سراسر جهان میخریدند و جمع آوری میکردند.
The company had been buying back its own stock shares quietly on the open market until the official regulatory body intervened and stopped the activity.
شرکت به طور مخفیانه سهام خود را در بازار آزاد میخرید تا زمانی که نهاد نظارتی رسمی مداخله کرد و فعالیت را متوقف ساخت.
The antique dealer had not been buying any major expensive pieces for six months until the discovery of the rare Chinese vase revived his deep interest.
دلال عتیقه شش ماه بود که هیچ قطعه گران قیمت بزرگی نمیخرید تا زمانی که کشف گلدان کمیاب چینی علاقه عمیق او را احیا کرد.
گذشته Buy به صورت مجهول (Passive Voice) فعل buy
این ساختار بر شیء خریداری شده تمرکز دارد، در حالی که فاعل یا خریدار نامشخص است یا مهم نیست. ساختار: Object + Was/Were Bought.
The vintage record player was bought at a yard sale by an unknown collector who vanished immediately.
پخش کننده صفحه وینتیج در یک حراجی توسط یک کلکسیونر ناشناس خریداری شد که بلافاصله ناپدید شد.
Several new luxury apartments were bought by mysterious offshore companies right after the government announced the new tax incentives.
چندین آپارتمان لوکس جدید توسط شرکتهای مرموز خارجی درست پس از اعلام مشوقهای مالیاتی جدید توسط دولت خریداری شد.
The complex software license was bought on the condition that the vendor would provide ongoing technical support immediately.
مجوز نرم افزار پیچیده به شرطی خریداری شد که فروشنده پشتیبانی فنی مداوم را فورا ارائه دهد.
All the books for the required reading list were bought by the university bookstore last week in anticipation of the new semester is start.
تمام کتابهای لیست مطالعه مورد نیاز هفته گذشته توسط کتابفروشی دانشگاه در انتظار شروع ترم جدید خریداری شد.
The silence of the politician was bought with a large, non transparent payment right before the major election campaign began.
سکوت سیاستمدار با یک پرداخت بزرگ و غیر شفاف درست قبل از شروع مبارزات انتخاباتی بزرگ خریداری شد.
آینده در گذشته (Future in the Past) فعل buy
این زمان برای بیان قصد یا پیش بینی خرید در گذشته، که تحقق آن در زمان حال نامشخص است، به کار میرود. ساختار: Subject + Would Buy.
I thought he would buy me an expensive piece of jewelry, but he surprised me with a handmade sentimental gift instead.
من فکر میکردم که او قرار بود برای من یک قطعه جواهرات گران قیمت بخرد، اما در عوض با یک هدیه احساسی دست ساز مرا غافلگیر کرد.
She said she would buy a small cottage near the lake once she secured her new stable high paying job.
او گفت که به محض اینکه شغل جدید و پردرآمد خود را تضمین کند، یک کلبه کوچک در نزدیکی دریاچه خواهد خرید.
The contract stipulated that the company would buy new updated equipment once the old machinery reached its critical end of life stage.
قرارداد تصریح میکرد که شرکت تجهیزات جدید به روز شده را پس از رسیدن ماشین آلات قدیمی به مرحله پایان عمر حیاتی خود خواهد خرید.
We told them we would buy the property only if the existing structural foundation passed the highly detailed inspection without any major issues.
ما به آنها گفتیم که ملک را فقط در صورتی خواهیم خرید که فونداسیون سازه موجود بدون هیچ مشکل عمده ای از بازرسی بسیار دقیق عبور کند.
He did not believe that the government would buy into the extremely ambitious energy proposal due to the immense and prohibitive financial cost involved.
او باور نمیکرد که دولت به دلیل هزینه مالی عظیم و بازدارنده درگیر، پیشنهاد انرژی بسیار جاه طلبانه را بپذیرد.




