گذشته upset چه می شود؟
برای شما در این مقاله گذشته upset چه می شود؟ را بررسی خواهیم کرد. اگر میخواهید که به صورت کلی زبان انگلیسی را یاد بگیرید برای شما آموزش زبان انگلیسی را آماده کرده ایم.
برخی از دوستان در شهر شیراز به دنبال بهترین کلاس زبان انگلیسی هستند، ما به شما بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی در شیراز را معرفی کرده ایم.
شما میتوانید علاوه بر یادگیری زبان انگلیسی تمامی زبان ها مانند زبان آلمانی نیز یاد بگیرید برای شما بهترین آموزش زبان را قرار داده ایم.
گذشته upset در زبان انگلیسی چه می شود؟
فعل بی دقاعده Upset در سه حالت گذشته به صورت Upset است، به معنای «ناراحت کردن»، «مختل کردن» یا «واژگون کردن» است.
این مقاله ساختار و کاربرد دقیق این فعل را در هشت زمان مهم گذشته، برای توصیف دقیق توالی وقایع عاطفی یا فیزیکی، به طور کامل تحلیل میکند.
زمان حال ساده برای فعل Upset
ساختار: فعل + s (برای سوم شخص مفرد: Upsets
کاربرد: بیان یک واقعیت، عادت تکراری، یا حالت دائمی.
The constant noise from the construction site upsets my concentration during work hours.
(سر و صدای مداوم از محل ساخت و ساز تمرکز من را برهم میزند در ساعات کاری.)
He upsets his colleagues by always leaving his tasks unfinished.
(او همیشه با ناتمام گذاشتن کارهایش همکارانش را ناراحت میکند.)
The strong winds always upset the flight schedule at this time of the year.
(بادهای شدید همیشه در این موقع از سال برنامه پروازها را مختل میکند.)
She does not upset the meeting; she waits patiently for her turn to speak.
(او جلسه را به هم نمیزند؛ او صبورانه منتظر نوبت صحبت کردنش میماند.)
Do sudden changes in temperature usually upset the delicate machinery?
(آیا تغییرات ناگهانی دما معمولاً ماشینآلات حساس را مختل میکند؟)
زمان گذشته ساده برای فعل Upset
ساختار: شکل گذشته فعل (Upset)
کاربرد: بیان عملی که در گذشته در یک لحظه مشخص شروع و به پایان رسیده است.
The unexpected criticism upset the presenter right before his speech.
(انتقاد غیرمنتظره سخنران را درست قبل از سخنرانیاش ناراحت کرد.)
A single, poorly worded email upset the entire project timeline last month.
(یک ایمیل با کلمات نامناسب، ماه گذشته کل جدول زمانی پروژه را برهم زد.)
The abrupt market crash upset investors all around the globe on Black Monday.
(سقوط ناگهانی بازار، سرمایهگذاران در سراسر جهان را در دوشنبه سیاه آشفته کرد.)
Did the delay in signing the contract upset the negotiation process significantly?
(آیا تأخیر در امضای قرارداد روند مذاکره را به طور قابل توجهی مختل کرد؟)
I did not upset my friend with my joke; she understood the light-hearted tone.
(من با شوخیام دوستم را ناراحت نکردم؛ او لحن دوستانه را متوجه شد.)
زمان گذشته استمراری (Past Continuous Tense) برای فعل Upset
ساختار: Was/Were + شکل ing دار فعل (Upsetting)
کاربرد: بیان عملی که در گذشته در یک بازه زمانی در حال تداوم بوده یا با عمل دیگری همزمان بوده است.
The unexpected power failure was upsetting the whole neighborhood as the residents were preparing for the storm.
(خرابی ناگهانی برق در حالی که ساکنین برای طوفان آماده میشدند، کل محله را آشفته میکرد.)
She was constantly upsetting her little brother by hiding his toys when their mother was away.
(او دائماً با پنهان کردن اسباببازیهای برادر کوچکش، او را ناراحت میکرد زمانی که مادرشان دور بود.)
The rising tide was upsetting the small boat severely when the rescue team arrived at the scene.
(هنگامی که تیم نجات به محل رسید، جزر و مد در حال افزایش قایق کوچک را به شدت به هم میریخت.)
He was not upsetting the class; he was just whispering a question to his seatmate.
(او کلاس را مختل نمیکرد؛ او فقط در حال زمزمه کردن یک سوال به همکلاسیاش بود.)
Were the numerous changes in the project plan upsetting the team’s ability to focus on the main goal?
(آیا تغییرات متعدد در برنامه پروژه توانایی تیم را برای تمرکز بر هدف اصلی مختل میکرد؟)
زمان گذشته کامل استمراری برای فعل Upset
ساختار: Had been + شکل ing دار فعل (Upsetting)
کاربرد: بیان عملی که برای مدتی در گذشته ادامه داشته و قبل از وقوع عمل دوم در گذشته به پایان رسیده است.
The heavy smoke had been upsetting the nearby residents for weeks before the factory finally installed filters.
(قبل از اینکه کارخانه بالاخره فیلتر نصب کند، دود غلیظ هفتهها بود که ساکنین اطراف را ناراحت میکرد.)
The company had been upsetting its loyal customers with poor service for a long time before they hired a new manager.
(شرکت برای مدت طولانی با خدمات ضعیف، مشتریان وفادار خود را ناراضی کرده بود قبل از اینکه مدیر جدیدی استخدام کنند.)
The financial instability had been upsetting the whole economy for months until the government announced a recovery plan.
(بیثباتی مالی ماهها بود که کل اقتصاد را مختل میکرد تا زمانی که دولت طرحی برای بهبود اعلام کرد.)
He had been upsetting everyone with his demanding attitude until he learned to be more cooperative.
(او با نگرش پر توقع خود همه را ناراحت میکرد تا اینکه یاد گرفت تعامل بیشتری داشته باشد.)
The continuous rain had been upsetting the construction work for several days before the weather cleared up.
(باران پیوسته چندین روز بود که کار ساخت و ساز را مختل میکرد قبل از اینکه هوا صاف شود.)
زمان گذشته کامل برای فعل Upset
ساختار: Had + شکل سوم فعل (Upset)
کاربرد: بیان عملی که در گذشته قبل از عمل دیگری در گذشته رخ داده است و بر تقدم زمانی تاکید دارد.
She had upset the whole board by voicing her strong disagreement just before the final vote was cast.
(او با ابراز مخالفت شدید خود درست قبل از رایگیری نهایی، کل هیئت مدیره را ناراحت کرده بود.)
We noticed that the vibration had upset the camera’s calibration before the photography session began.
(ما متوجه شدیم که لرزش کالیبراسیون دوربین را مختل کرده بود قبل از شروع جلسه عکاسی.)
The news of the merger had upset the employees significantly before the CEO gave a reassuring speech.
(خبر ادغام به طور قابل توجهی کارمندان را ناراحت کرده بود قبل از اینکه مدیر عامل یک سخنرانی اطمینانبخش ارائه دهد.)
Had the unexpected software bug upset the system’s performance before the update was applied?
(آیا اشکال نرمافزاری غیرمنتظره عملکرد سیستم را مختل کرده بود قبل از اعمال بهروزرسانی؟)
The sudden loud noise had not upset the baby as much as we thought it would.
(سر و صدای بلند ناگهانی بچه را آنقدر که فکر میکردیم ناراحت نکرده بود.)
زمان آینده در گذشته برای فعل Upset
ساختار: Would + شکل ساده فعل (Upset)
کاربرد: بیان برنامهها، عزمها یا پیشبینیهایی که در گذشته وجود داشتند اما به وقوع نپیوستند یا بیان یک شرط احتمالی.
The coach knew that benching the star player would upset the fans, but it was necessary for the team strategy.
(مربی میدانست که روی نیمکت نشاندن بازیکن ستاره هواداران را ناراحت خواهد کرد، اما برای استراتژی تیم ضروری بود.)
She was certain that revealing the truth would upset her family’s sense of peace forever.
(او مطمئن بود که آشکار کردن حقیقت احساس آرامش خانوادهاش را برای همیشه برهم خواهد زد.)
They hoped the minor change would not upset the overall balance of the product design.
(آنها امیدوار بودند که تغییر جزئی تعادل کلی طراحی محصول را مختل نکند.)
Would the harsh penalty upset the player’s career prospects if the committee upheld the decision?
(آیا مجازات سخت چشمانداز شغلی بازیکن را ناراحت میکرد اگر کمیته تصمیم را تأیید میکرد؟)
I thought that the sudden rain would upset the picnic plans, but we managed to find a shelter.
(فکر میکردم باران ناگهانی برنامههای پیکنیک را به هم میریزد، اما توانستیم یک پناهگاه پیدا کنیم.)
زمان گذشته مجهول برای فعل Upset
ساختار: Was/Were + شکل سوم فعل (Upset)
کاربرد: تاکید بر فرد یا شیئی که تحت تاثیر قرار گرفته و حذف یا کم اهمیت جلوه دادن فاعل عمل.
The entire nation was upset by the tragic news that dominated the headlines last month.
(کل کشور با اخبار غمانگیزی که ماه گذشته تیتر خبرها بود، ناراحت شد.)
The conference schedule was upset by the late arrival of the key speaker due to a flight delay.
(برنامه کنفرانس به دلیل تأخیر در پرواز سخنران اصلی، مختل شد.)
I was so upset by his rude comment that I immediately left the room.
(من از نظر بیادبانه او آنقدر ناراحت شدم که بلافاصله اتاق را ترک کردم.)
The fragile ecosystem was severely upset by the unmonitored industrial pollution.
(اکوسیستم شکننده به شدت توسط آلودگی صنعتی نظارت نشده برهم خورد.)
The final match was not upset by the controversial referee call; the better team still won.
(بازی فینال توسط تصمیم داور بحثبرانگیز مختل نشد؛ تیم بهتر همچنان پیروز شد.)
زمان آینده در گذشته کامل برای فعل Upset
ساختار: Would have + شکل سوم فعل (Upset)
کاربرد: بیان عملی که انتظار میرفت قبل از عمل دیگری در گذشته به پایان برسد، اما محقق نشده است (معمولاً در جملات شرطی نوع سوم).
The system would have upset the daily operations completely if the technical team had not noticed the bug in time.
(اگر تیم فنی اشکال را به موقع متوجه نشده بود، سیستم عملیات روزانه را کاملاً مختل میکرد.)
She would have upset her colleagues with her negativity if her supervisor had not talked to her about her attitude earlier.
(او با منفیبافیاش همکارانش را ناراحت میکرد اگر سرپرستش زودتر با او در مورد رفتارش صحبت نکرده بود.)
The flood would have upset the whole city if the new drainage system had not been installed the previous year.
(اگر سیستم زهکشی جدید سال قبل نصب نشده بود، سیل کل شهر را مختل میکرد.)
Would the manager’s absence have upset the team’s ability to meet the deadline if the deputy hadn’t stepped up?
(آیا غیبت مدیر، توانایی تیم را برای رعایت مهلت مختل میکرد اگر معاون جانشین نشده بود؟)
The announcement of bankruptcy would not have upset the market so much if the company had prepared investors gradually.
(اعلام ورشکستگی بازار را اینقدر آشفته نمیکرد اگر شرکت سرمایهگذاران را به تدریج آماده کرده بود.)
سخن پایانی
ساده ترین فعل در زبان انگلیسی را میتوان upset دانست، این فعل به صورت کلی در سه حالت زمان به یک صورت در جلمه حضور پیدا میکند، upset به این نمونه است.




